تبليغاتX
عشق نفرین شده

دوستت ندارم

تو را دوست ندارم

 اما هنگامی که نیستی

از هر صدایی بیزارم

حتی اگر صدای آنانی باشد که دوستشان دارم

زیرا صدای آنها

طنین آهنگین صدایت را در گوشم میشکنند

تو را دوست ندارم

اما چشمان گویایت

با آن آبی عمیق و درخشان

بیش از هر چشم دیگری بین من و آسمان آبی قرار میگیرد

آه میدانم که دوستت ندارم

اما افسوس دیگران دل ساده ام را

کمتر باور دارند

و چه بسا به هنگام گذر

میبینم که بر من میخندند

زیرا آشکارا مینگرند

نگاهم به دنبال توست...


 

نوشته شده توسط ندا Single در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 ساعت 20:53 موضوع | لینک ثابت


نمی بخشمت

الهی نسوزی تو گفتی بسوزم

گذاشتی که هر شب به ره چشم بدوزم

من از گریه هر شب یه دریا می سازم

همه زندگیم رو به چشمات می بازم

صدای دلم رو تو نشنیده رفتی

خراب تو گشتم کلامی نگفتی

تو را می سپارم به دست خدایم

فقط گوشه ای ده همیشه صدایم

یه شب عاشقانه برات گریه کردم

تو هرگز ندیدی به لب آه سردم

تو با بی وفائی به خاکم نشوندی

منِ ساده دل رو به غربت کشوندی

نمی بخشمت من ببین روزگارم

ببین از جدائی چه بر سینه دارم...


 

نوشته شده توسط ندا Single در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 ساعت 20:48 موضوع | لینک ثابت