تبليغاتX
عشق نفرین شده

خسته ام از عشق تو ...

کاش... 

هی !

تو که خورشید از چشمانت طلوع می کند!

 

ما همه همسفریم

آن جا که دیگر نه من هستم

نه اثری از تو بر جای مانده!

عشق می ماند و بس ...

 

همیشه فرصت کوتاهی برای بودن داشتم!

همیشه فرصت کوتاهم را با عشق

جاودانه کرده ام ...

 

خوب من...

همیشه در عجب بودم

که چرا در جاده ی عشق

پا به پایم نمی امدی

حتی وقتی آهسته و پیوسته می رفتم ،

امروز فهمیدم...

ولی افسوس چه دیر !

ریگی که در کفشت بود تو را می ازرد!!!

 

و باز جاده مرا می رقصاند

بر پیچ و تاب های بدنش ،

سفرنامه ام را هرگز پایانی نیست

عشــــــــــــــــــق نــــــــــــــــافرجــــــــــــــــام من...


 

نوشته شده توسط ندا Single در شنبه بیست و یکم مهر 1386 ساعت 16:3 موضوع | لینک ثابت


بی تو خیلی تنهام

 

با توام بی حضور تو ... بی منی با حضور من

 

 

اکنون در کنارم نیستی و بر تمام وجودم نیلوفر تنهایی پیچیده است

 

غم نبودنت در قالب اشک نمایان می شود که از دلم سرچشمه می گیرد و راهی به چشمانم دارد

 

می ترسم بی تو با هر قطره اشکی که می ریزم , عشقت در دلم کمرنگ تر شود

می ترسم این اشک ها , عشقت را ذره ذره بشویند و با خود به سوی عدم ببرند

 

اما این عشق ماندنیست...

 

مرگ عشق را در دلم احساس می کنم

آیا عشق هم فنا می شود ؟؟؟

 

ندای درونم رو به خاموشی است...!!!

ندایی که هر لحظه صدایت می کند...

 

بیا و مگذار مرگ عشق مقدسمان را نظاره گر باشیم!

بیا تا قلب مجنون ترین فرهاد را تقدیمت کنم

                                          بیا که این عشق عاشقانه عشقت را می طلبد      


حسرت با تو بودن...

 

خدایا !

چرا پایان هر چیز زیبا و خواستنی حسرت است ؟؟!!!

عشق هم زیباست و هم خواستنی...

چرا به دفتر عشق ای خدای لوح و قلم

به غیر حیرت و حسرت نمی زنی قلمی !


دلم تنگ است

نمی دانم !

شاید دل تنگ یک سنگ دل بودن گناه است ...

 

دلم تنگ است به وسعت زیبایی چشمانت..

دلم تنگ است به اندازه ی بزرگی قلبی که داری و در آن همه کس و هر کس را جا می دهی

دلم تنگ است برای گرفتن دستانت..

دستانی که خالی از حقیقت مهربانی را به فراموشی سپرده اند

دلم تنگ است برای روزها و شب ها..

چندی است نمی دانم شب و روز در چه لباسی می ایند و می روند

گویند زیبایی شب با ستاره هاست ..

چرا من هیچ ستاره ای را در آسمان تاریکم نمی یابم !

حتی ماه دیگر با ان همه سخاوت در آسمان گرفته ام دیده نمی شود

 

دلم تنگ است به اندازه ی تمام روزهایی که نبودی...

دلم تنگ است به اندازه ی تمام روزهایی که تو را ندارم.


 

نوشته شده توسط ندا Single در جمعه دوازدهم مرداد 1386 ساعت 4:15 موضوع | لینک ثابت


شکسته بال...

يكي بود يكي نبود زير گنبد كبود

فارغ از هر چي خوشي پرنده خسته بود

عشقشو ازش گرفتن ... مهر غم بهش زدن

زير بار زندگي پرشم شكسته بود...

اشك تو چشمش حلقه زد ...غم به ابروش نيوورد

حتي پره شكستشو به فراموشي سپرد

پر كشيد دوباره باز تو اين زمونه غريب

زمونه اي كه حتي عشق كلامي واسه فریب


 

نوشته شده توسط ندا Single در چهارشنبه سوم مرداد 1386 ساعت 19:29 موضوع | لینک ثابت


غصه چرا ؟؟!!

کوه من

غصه چرا !؟

برف ها را ؛ خورشید

دود خاکستری ات را ؛ یک باد

چهره ات را ؛ باران

صبر کن ، تا فردا

نفسی تازه کنی !


 

نوشته شده توسط ندا Single در چهارشنبه سوم مرداد 1386 ساعت 19:23 موضوع | لینک ثابت


برای من هنوز ...

برای من هنوز هم تو مثل یک خیال خوب

شبیه آرامش عشق ، غرور یک ستایشی!

برای من همیشه تو ، از آسمان رسیده ای

زلال و آبی و رها ، به رنگ پاک ابرها

که از خدای آسمان به قلب من نشسته ای !

برای من ، هنوز هم ، تو حس خوب بودنی

پر از طنین امن عشق ، خود مقدس منی !

برای من هنوز هم ، تو مثل یک نیایشی

عمیق و آبی و شریف ، وسیع و سبز و سربلند

که می رسانی ام به اوج ، که می نشانی ام به نور

و می سپاری ام ؛ به عشق ...


 

نوشته شده توسط ندا Single در چهارشنبه سوم مرداد 1386 ساعت 19:11 موضوع | لینک ثابت


نبری از یادت

 

اشک باید ریخت

زار باید زد

عشق یعنی این

خودپرستی را بارها

دار باید زد

شب پر از راز است

رازها را

باز باید خواند

نبری از یادت

شب مهتابی را

نفس خسته بی خوابی را

نبری از یادت

گرمی دست مرا ای دوست

رنگ چشمان من ای زیبا رو

باز هم نیکوست

من تو را در قفس سینه ی خود می خواهم

من تو را می خواهم

نبری از یادت

آن شب تنهایی

آن شب ملتهب رویایی

دست من در طلب ماه به رخسارت خورد

دستی اما دل من را افسرد

من به چشمان تو جان بخشیدم

نی که در چشم تو جان را دیدم

نبری از یادت

التماس دل غمگین مرا

نبری از یادت

من تو را می خواهم

باز بی چون و چرا می خواهم

 


 

نوشته شده توسط ندا Single در جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 8:10 موضوع | لینک ثابت


دعا

کنم هر شب دعايي کز دلم بيرون رود مهرش ولي آهسته مي گويم خدايا بي اثر باشد...


 

نوشته شده توسط ندا Single در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 ساعت 0:38 موضوع | لینک ثابت


سلام ...

اینم  ع ک س

حالا چطوره ؟؟؟؟ بهتر شده؟؟؟؟

اگه تا حالا تو وبلاگم از عکس استفاده نمی کردم بخاطر این بود که ساده بودن رو خیلی دوست دارم

ولی مگه میشه نسبت به نظر شما بی تفاوت بود !!!

 


 

نوشته شده توسط ندا Single در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 ساعت 16:21 موضوع | لینک ثابت


زمان

لحظه هارو از دست نده

زمان بس کند می گذرد برای آنانکه در انتظارند

بس تند می گذرد برای آنانکه می ترسند

بس طولانی است برای آنانکه در اندوهند

بس کوتاه است برای آنانکه سرخوش اند

اما ! ابدی است برای انانکه عاشق اند...


 

نوشته شده توسط ندا Single در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 ساعت 18:45 موضوع | لینک ثابت


خواستن و نتوانستن

می خواهم بدانی...

با تمام وجود با تو هستم چه باشی چه نباشی!

چقدر سخته بخاطر کسی اشک بریزی که فکر میکنه ازش متنفری و هیچ خبر نداره که تو با تمام وجود دوسش داری !!! ولی نمی تونی بگی و

بدتر اینکه اونم تورو دوست داشته باشه ولی چون فکر میکنه تو ازش متنفری نتونه بهت بگه .

و بجای اینکه دوباره با هم با عشق نفس بکشن تاوان خواستن ولی نتوانستن رو پس بدهند !


 

نوشته شده توسط ندا Single در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 ساعت 18:43 موضوع | لینک ثابت


جالبه (;

بودن را اندیشه کرده ای اما چگونه بودن را نه !

و آنان که آگاهی خویش را باور دارند می دانند که چگونه باید بود.

                                                                         

                                                                                   .::. دکتر شریعتی.::.


 

نوشته شده توسط ندا Single در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 ساعت 18:40 موضوع | لینک ثابت


آخرین گامهایم

اینم ع ک س

امروز هم احساس تنهایی میکنم و می خواهم با کوله باری از غم و عشق و امید بنویسم از دستان خالی از حقایقی که از آن گریزانم از دلی که شاید تا کنون اشتباه می کرده و بی خود دل خوش بوده !!!

احساس تنهایی فضای عشق آلود درونم را پر کرده است در این هنگام به دنبال کسی میگردم که حرفهای دلم را برایش بازگو کنم ، و اکنون بی پناه از همه کس و همه چیز می خواهم پناهی در آغوش کلمات بیابم !

به دنبال امیدی می گردم که مانند امیدواریهای گذشته نباشد

می خواهم کوه باشم استوار و شجاع همانطور که تو می خواهی !

ولی مگر می توان با روح خسته تا قعر زندگی تا قعر بودن و تا قعر زیستن بالا رفت!!

و روح مرده را صیقل داد،

اوج گرفتن نیاز به پر و بال سالم دارد و روحی شادتر و بالاتر از هر شادی که در این جهان پوچ وجود دارد در حالی که من ...

سخت دلتنگم ، سخت غمگین و سخت افسرده !

پس آخرین گامهایم هدیه به تو که در پشت رنگین کمان آرزوهایم پنهان شده ای .


 

نوشته شده توسط ندا Single در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 ساعت 18:38 موضوع | لینک ثابت


سلااااااااااام

سلام،،،

خوبییییییییین ؟؟؟؟

بالاخره از دست درس و امتحان و دانشگاه تا یه مدتی راحت شدم !

نمیگم دانشگاه خسته کننده بود ولی من نوشتن تو وبلاگمو بیشتر دوست دارم ،

آخه ! وبلاگم تنها دوست منه !

یه دوست خوب که همه حرفامو توی دلش جا میده...

خیلی دلم واسه نوشتن تنگ شده بود...

اگه خدا بخواد از این به بعد بیشتر میام ،

 خوشحال میشم اگه شما هم به من سر بزنید.


 

نوشته شده توسط ندا Single در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 ساعت 18:34 موضوع | لینک ثابت


دوستت ندارم

تو را دوست ندارم

 اما هنگامی که نیستی

از هر صدایی بیزارم

حتی اگر صدای آنانی باشد که دوستشان دارم

زیرا صدای آنها

طنین آهنگین صدایت را در گوشم میشکنند

تو را دوست ندارم

اما چشمان گویایت

با آن آبی عمیق و درخشان

بیش از هر چشم دیگری بین من و آسمان آبی قرار میگیرد

آه میدانم که دوستت ندارم

اما افسوس دیگران دل ساده ام را

کمتر باور دارند

و چه بسا به هنگام گذر

میبینم که بر من میخندند

زیرا آشکارا مینگرند

نگاهم به دنبال توست...


 

نوشته شده توسط ندا Single در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 ساعت 20:53 موضوع | لینک ثابت


نمی بخشمت

الهی نسوزی تو گفتی بسوزم

گذاشتی که هر شب به ره چشم بدوزم

من از گریه هر شب یه دریا می سازم

همه زندگیم رو به چشمات می بازم

صدای دلم رو تو نشنیده رفتی

خراب تو گشتم کلامی نگفتی

تو را می سپارم به دست خدایم

فقط گوشه ای ده همیشه صدایم

یه شب عاشقانه برات گریه کردم

تو هرگز ندیدی به لب آه سردم

تو با بی وفائی به خاکم نشوندی

منِ ساده دل رو به غربت کشوندی

نمی بخشمت من ببین روزگارم

ببین از جدائی چه بر سینه دارم...


 

نوشته شده توسط ندا Single در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 ساعت 20:48 موضوع | لینک ثابت


باورم کن !!!

HaMe DoNya VaSe Man KHanJar KeShidAn

DeLe Man TOo In RoOza KHeili GeRefte

YaDete Oon RoOzA Ke DeLe ToRo sheKasTe BoOdan

HaLa In DeLe ShekAste MeSle Oon RoOza GeRefte

BavAram Kon, BaVaram Kon Ke BeDoOne To MimiRam

Bi TO TanHam, KHoOb midoOni Ke TOo GhoSseha AsiRam

Az Yadam Hargez Narafti, Amma Az Yade To Raftam

Bi To TaNha ToO KHiaBoon Zire BaroOna MiraFtam

Delamo Shekasti amma Nazashtam To Gham BeBini

Too KaVire KHoShke GhaLbam HanoOzam AziZtarini

VagHti FahMidi Azizi Mano TaNha Ja GozAshti

To HamOoni Ke miGofti Joz Man HichKaso NaDashti

Bia BarGard Ta HanOozam ToOie GHaLbAm KHoOne DaRi

YaDete Ghol Dade BOodi Ke Mano TanHam naZari


 

نوشته شده توسط ندا Single در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 ساعت 21:49 موضوع | لینک ثابت


کاش می دانستی ):

اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش مي کردي تمامي ذرات وجودت عشق را فرياد مي کرد اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم چشمهايم را مي شستي و اشکهايم را با دستان عاشقت به باد مي دادي اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من مي دوختي تا من بر سکوت نگاه تو رازهاي يک عشق زميني را با خود به عرش خداوند ببرم اي کاش مي دانستي اي کاش مي دانستي اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمي شکستي گر چه خانه ي شيطان شايسته ي ويراني است!!!!


 

نوشته شده توسط ندا Single در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 ساعت 11:31 موضوع | لینک ثابت


یادت نره (;

يادمان باشد جواب كين را با كمتر از مهر وجواب دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهیم يادمان باشد بايد در برابر فريادها سكوت كنیم و براي سياهي ها نور بپاشیم...


 

نوشته شده توسط ندا Single در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 ساعت 11:27 موضوع | لینک ثابت


تو هنوزم اینجاییx:

Mano Entezaro KabooSe Tanhaei

                                                                    Mano Hesse Inke Har Lahze Injaei

Daram Ayneha Ro Gom miKonam Kam Kam

     ToRo Har Taraf Roo MiKOnam MiBinam

NaGOo Az ToO CheShamam ChiZi NEmiKhoOni

   To Ke  LahZe LaHze Halam Ro MidOoni

Age In BaHaram BarNagardi KHoOne

   DiGe ChiZi az Man YAdet NemiMoOne

Mano RaHa KOn Az In FekRe TanHaei

   To NaraFti Na TO HaNooZam InJaei

DaRam Az KHoDam Ba FeKre To Rad MiSham

   Daaram AsheGhi Ro Ba To BaLad MiSham

  

 


 

نوشته شده توسط ندا Single در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 ساعت 11:20 موضوع | لینک ثابت


صدایم کن

صدايم كن تا با تو بر بالهاي باد بنشينم و به كرانه هاي ياد تو سفر كنم. صدايم كن تا همصدايت شوم.هم صداي تمام سكوتها ي پر معنايت.آري من از اعماق وجودم صدايت را مي شنوم.از سخاوت آسمان؛صداقت خورشيد و طراوت باران.پس اي سكوتت طنين انداز فريادها؛باز صدايم كن...


 

نوشته شده توسط ندا Single در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 ساعت 11:5 موضوع | لینک ثابت